سيد محمد باقر برقعى

229

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

گرايلى انسانى وارسته و شاعرى توانا و عارف‌پيشه بود به‌همين‌جهت شعرش شيوا و دلنشين و كلامش برخاسته از دل است ، اين وارستگى و اخلاص بىشائبه است كه او نسبت به نيشابور و مردم آن ابراز مىدارد وى را محبوب القلوب همشهريانش كرده بود . فريدون چون يك مورّخ است دربارهء شعر و شاعريش با شكسته‌نفسى مىگويد : « هرگز نخواسته‌ام و نمىخواهم كسى مرا به‌عنوان شاعر بشناسد زيرا اگر شعرى مىگويم ، سخن دلم را مىسرايم و از نظر من كسى را مطلق مىتوان شاعر ناميد كه از تمام مشغله‌ها و تعلّقات جز اين يك دامن كشيده باشد و لحظه‌هايش از عطر شعر و ادب سرشار باشد از اينجاست كه من بشخصه كمتر خواسته‌ام شاعر باشم ، اگر ابياتى چند زمزمه گونه‌هاى تنهائىام را نقل كنم تنها بدان خاطر است كه بر باريك‌بينان و نكته‌سنجان و نادره‌كاران پوشيده نماند كه آن شم شعرى را داشته‌ام كه در دواوين سخنوران به انتخاب بنشينم . » گرايلى چهره‌اى انسانى و مردم دوست داشت ، لذّت زندگىاش را در ديدار با دوستان و مصاحبت آنان مىدانست . خانه‌اش محفل ارباب ذوق و هنر و ميعادگاه اهل دل و مجمع ادب دوستان و فرهنگ‌پروران بود و از اينكه نسبت به مردم عشق مىورزد و مردم نيز او را دوست دارند شاكر و سپاسگزار بود . گرايلى سرانجام روز پنجشنبه چهاردهم مهر ماه 1379 درحالىكه در مراسم بزرگداشت پهلوان يعقوبلى شوروزى مشغول سخنرانى بود دچار ايست قلبى گرديد و همان دم جان سپرد و مرگ او سبب اندوه فراوان مردم نيشابور و دوستانش شد و طى مراسمى باشكوه جنازه‌اش تشييع و به خاك سپرده شد ، روانش شاد باد . از فريدون گرايلى تاكنون سه تأليف و اثر نفيس به زيور طبع آراسته گرديده كه مورد استقبال كم‌نظيرى قرار گرفته و با تيراژ بالائى مكرّر چاپ شده است : 1 - نيشابور شهر فيروزه ( 1357 ) 2 - نيشابور و محاكمه حكيم عمر خيّام ( 1370 ) 3 - مشاهير